![]() |
![]() |
|
|
کاش آسمان حرف کوير را مي فهميد و اشک خود را نثار گونه
هاي خشک او مي کرد...... کاش در قاموص غصه ها معناي سنگين لبخند گم نمي شد.... کاش قلب هامان آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پايين آمدن دست ها مستجاب مي شد..... کاش واژه صداقت آنقدر با لب ها صميمي بود که ديگر براي بيان کردنش نيازي به شهامت نبود....... و کاش مرگ معني عاطفه را مي فهميد. یاحق |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت 22:45 توسط آزاده |
|
|
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی! روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری ! روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.... مادرم روزت مبارک... یاحق |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 0:22 توسط آزاده |
|
|
علی ابن ابیطالب : روزگار دو روزی بیش نیست ، روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو ، پس وقتی به سود تو شد مغرور نباش ، و اگر به ضرر تو شد شکیبایی پیشه کن
روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست . فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از انچه سنگيني سينه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد. خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي یا حق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 23:15 توسط آزاده |
|
|
براي زندگي فکر بکنيد امّا غصه نخوريد (ديل کارنگي)
يخهاي قطبي مريخ ميتواند اين سياره را از آب بپوشاند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 0:11 توسط آزاده |
|
|
یادم باشد اگر دلم گرفت من تنها نیستم ... خدایی دارم كه در همین نزدیكی خانه دارد ... جایی كه الان هزاران خدای دروغین دیگر هم خانه اش شده اند ... خدایا فراموش كرده ام چهره ات را ... خدایا تو زیباتر بودی یا این خدایان تازه وارد ؟ ... خدایا نمی توانم پیدایت كنم ... می دانی كه این بنده ات حواس پرت است ... خدایا این بنده ات اغلب فراموشت می كند ... از نا دوستی های دوستان شكایت می كند ... می گوید قلبم هزار تكه شده ... اما كاش بنده ات باور می كرد قلبی كه خدای مهربانی چون تو در آن خانه دارد با هیچ زلزله ای نمی لرزد و شیشه های مینایی اش ترك نخواهد خورد ... خدایا مرا به بندگی قبول می كنی ؟ ... حرف آن بنده خوبت را اگر برایت بازگو كنم به رویم نگاه می كنی ؟ خدایا می دانم تو مهربانی پس گوش كن صدایم را :
....::::::::::::: اگر بگویی بنده من ... از عرش بگذرد خنده من :::::::::::::.... یاحق |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:21 توسط آزاده |
|
|
*پرده را برداريم . بگذاريم كه احساس ، هوايي بخورد . بگذاريم غريزه پي بازي برود . كفش ها را بكند ، و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد . بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند . چيز بنويسد . به خيابان برود عشقت را نصيب كسي كن كه لايق آن باشد نه تشنه آن چون هر تشنه اي روزي سيراب مي شود دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ……….. روزی که با تو ست مغرور نشو …. روزی که بر عليه توست ما يوس نشو* یاحق* |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:4 توسط آزاده |
|
|
*چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران*
ای نازنینم! ای وجود مهربان! یاحق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:52 توسط آزاده |
|
|
*ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی . جبران خلیل جبران*
برای بسیاری از مردم یكی از عوامل اساسی بزرگكردن مسائل كوچك، احساس ناتوانی و شكست در «از صمیم قلب زندگی كردن» است. زیرا به اجبار درگیر امور روزمره و عادی زندگی شده و آن را صحیحترین كار ممكن میدانند، شاید به این دلیل كه دیگران انجام آن را صحیح میپندارند، یا تمایل به انجام آن كارها دارند. اغلب افراد در زندگی خود روش از پیش تعیین شده والدین خود را انتخاب كرده و یا شاید انتخاب خود را از روی درك و شناخت و شاید به دلیل وجود بعضی مقایسهها، انجام دادهاند. یاحق |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 21:18 توسط آزاده |
|
|
*همه ادعاي رفاقت مي كنند ، اما كسي كه كه آن را ثابت مي كند رفيق حقيقي است. ماکسیم کورگی*
چنگ و عود دانی که چنگ و عود چه تقریر می کند پنهان خوری باده که تعزیر می کند می خور ناموس عشق و رونق عشاق می برند عیب جوان و سرزنش پیر می کنند می خور تشویش بخت پیر مغان می دهند باز این سالکان نگر که چه با دین می کنند ما در برون در شده مغلوب صد فریب با خود درون پرده چه تدبیر می کنند می خور که شیخ و حافظ و مفتی ومحتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند جز قلب تیره نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر می کنند فی الجمله اعتماد مکن بر سماغ هیچ کاین کارخانه ایست که تغییر می کند می خور که شیخ و حافظ و مفتی ومحتسب چون نیک بنگری همه تزویر مکنند یاحق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 21:9 توسط آزاده |
|
|
*اگر ميبيني كسي به روي تو لبخند نميزند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. (ديل كارنگي)*
خوشحالی یک وضعیت خاص ذهنی است. هر فردی در زندگی خود روزهایی را تجربه کرده که برایش خوشایند نبوده است. اما ناخشنودی مزمن می تواند سلامتی، شغل و روابط شما را تحت تاثیر قرار دهد. در این قسمت نکته های وجود دارند که شما را در این کار یاری می کنند: یاحق |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 23:42 توسط آزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من لالۀ ازادم ، خود رویم و خود بویـــــــــم
در دشـــت مکان دارم هم فطرت آهویم از خون رگ خویشسست گر رنگ به رخ دارم مشاطه نمیخواهد زیبایی رخســـــــــارم از ســعی کســــــــی منت بر خود نپذیرم من قبد چمن و گلشــــن بر خویش نگیرم من بر فطرت خود نازم ، وارسته ضمیرم من آزاده برون آیــــــم ،آزاده بمـــــیرم من |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
*دانستنی ها* *امداد و نجات* *کلبه دیجیتال* *بهترین ها* *وعشق...* |
|
RSS
|